پیشگیری و درمان عفونتهای منتقله از راه تماس جنسی و دستگاه تناسلی
منبع : سایت اینترنتی سازمان بهداشت جهانی UNAID انتخاب مقاله از : سایت تنظیم خانواده
RTI چیست؟
بیماریهای منتقله از راه جنسی (STI ) عفونتهایی هستند که از طریق فعالیتهای جنسی و تماس نزدیک از فردی به فرد دیگر انتشار می یابند. دستگاه تناسلی بطور شایع محل عفونت بوده ، همچنین دهان ، حلق و مقعد نیز می توانند در فعالیتهای جنسی درگیر شوند. بیش از ۲۵ میکروارگانیسم می تواند از طریق تماس جنسی منتقل شود . علاوه بر STI ، عفونتهای دیگری نیز میتوانند در دستگاه تناسلی بوجود آیند که قابل انتقال از طریق تماس جنسی نمیباشند. این عفونتها که همراه با STI در دستگاه تناسلی اتفاق می افتند همگی به عنوان عفونتهای دستگاه تناسلی( RTI ) شناخته می شوند . RTI یکی از شایعترین عللل بیماری در جهان بویژه در زنان می باشد.
سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۵ ، ۳۳۳ میلیون مورد جدید صرفا از ۴ بیماری قابل درمان STI (سیفلیس، گنوره ، کلامیدیا ، تریکومونیا ) در جهان برآورد کرده است.
چرا RTI مهم است؟
RTI انتقال HIV را افزایش می دهد. صدمات فیزیکی به پوست یا مخاط ( بخصوص در واژن یا حالب ) یا فعل و انفعالات بیولوژیکی ،عامل این افزایش انتقال می باشد. یک گروه از RTI افزایش خطر انتقال HIV به میزان ۲ تا ۳ برابر را نشان می دهدو بعضی از آنها که همراه با زخم باز یا خونریزی میباشند تا ۲۴ برابر افزایش داشته اند.
پیشگیری و کنترل RTI یک استراتژی مهم در پیشگیری HIV می باشد.در برخی جمعیتها خطر عفونت جدید با HIV تا ۴۰% و یا بیشتر با RTI ارتباط داشته است.این بدین معناست که در صورت عدم بروز RTI 40% کاهش وقوع HIV خواهیم داشت. STIوRTI در جای خود حائز اهمیت می باشند.در نمای کلی STI (بدون در نظر گرفتن HIV ) دومین عامل از دست رفتن سلامت زنان ۴۵ ـ ۱۵ سال می باشد.
چگونه این برنامه را انجام دهیم ؟
هدف اصلی در برنامه های کنترل و پیشگیری از STI عبارتند از:
۱٫ کاهش بروز STI بوسیله پیشگیری از انتقال بیماری.
۲٫ کاهش شیوع موارد قابل درمان STI بوسیله بیماریابی.
۳٫ پیشگیری از گسترش هرچه بیشتر بیماری در این عفونتها.
۴٫ هدف اول غالبا پیشگیری اولیه سپس پیشگیری ثانویه می باشد .
پیشگیری اولیه ، افراد ، گروهها یا تمام جامعه را دربرمی گیرد و هدف آن کاهش ابتلا به عفونت میباشد. این روند از طریق ارتقاء سلامت در ابعاد مختلف و تمرکز بررفتارهای جنسی ایمن مانند پرهیز و تاخیر در شروع رفتارهای جنسی و کاهش تعداد شرکای جنسی و یا استفاده از کاندوم میسر می گردد. این برنامه ها غالبا تاثیر هنجارهای اجتماعی را در گروههای کوچک و یا در کل جامعه دنبال نموده و زمینه هــــائی که سبب افزایش آسیب پذیری و خطـــــر می شوند را معرفی می نماید . زیرا HIV یک STI بوده و بالطبع برنامه هائی که در پیشگیری از ابتلا به STI معمول موثرند در جلوگیری از ابتلا به HIV نیز موثر خواهند بود . میزان بالای STI ، نشاندهنده غیرموثر بودن پیشگیری اولیه در برنامه های HIV می باشد .
پیشگیری سطح دوم شامل بیماریابی و درمان افراد آلوده می باشد . اهداف پیشگیری ثانویه عبارتند از : کاهش شیوع افراد آلوده ( یعنی محدود کردن تعداد افرادی که قابلیت انتقال بیماری را دارند ) ، کاهش دوره عفونــت (محدودکردن طول مدتی که فرد قابلیت انتقال عفونت را دارد ) و پیشگیری از ایجاد عوارض ناشی از عفونت .
همچنین برنامه های غربالگری برای بعضی عفونتها ازجمله کلامیدیا تراکومایتیس و فعالیتهای دیگری همچون آگاه سازی شرکای جنسی آلوده ای که از آلودگی خود بی اطلاع می باشند ، در پیشگیری ثانویه پذیرفته شده است .
بجز HIV و عفونتهای ویروسی منتقله از راه جنسی ، درمان سبب بهبودی بیماری و قطع زنجیره انتقال به افــراد غیر آلوده می گردد. اما برای STI و HIV ویروسی ، پیشگیری ثانویه هنگامی که هم درمان ( ممکن است با بهبود قطعی همراه نباشد ولیکن می توانداز بیماری جلوگیری کرده و یا دوره آن را کاهش دهد ) و هم مشاوره ( که دراین افراد گرچه عفونت پایدار است اما از انتقال عفونت به دیگران جلوگیری میکند ) انجام گیرد مفید می باشد .
هدف اصلی از برنامه های STI هدایت هرچه بیشتر به سمت سلامت جنسی و تناسلی است .
مفهوم بهداشت جنسی و تناسلی ، یک چشم انداز مثبتی را از نقش جنسی در زندگی انسان در بر میگیرد ، اما براین نکته تاکید دارد که این بهره مندی جنسی می بایست سالم بوده و به سلامت دیگران نیز توجه نماید . این جنبه ها در صورتی کامل می گردند که جلوه بیولوژیکی بهداشت تناسلی با رویکرد رفتاری همراه باشد . برنامه های بهداشت جنسی و تناسلی بر پیشگیری و درمان RTI تاکید دارد . اما در گستره ارائه خدمات مراقبت بهداشتی مانند بهداشت خانواده یا مراقبتهای اولیه دامنه این فعالیتها جامعتر خواهد بود .این یکپارچگی فعالیتها امکان دسترسی هرچه بهتر به خدمات بهداشت جنسی را هم در مردان و هم در زنان افزایش می دهد .
هنگامی که همه جوانان و بزرگسالان از برنامه های بهداشت جنسی برخوردار می شوند، این برنامه ها به شکل ویژه بر مدیریت RTI جهت منابع متمرکز پیشگیری از HIV در جمعیت آسیب پذیر که بیشترین احتمال اکتساب یا انتقال HIV از راه جنسی را دارند نظارت می کند. نمونه هایی از این جمعیت شامل روسپیان حرفه ای ، مشتریان شناسایی شده روسپیان، مردان همجنس باز و یا استفاده کنندگان از مواد می باشد.
منابع انسانی، زیر ساختها و تدارکات مورد نیاز
به منظور کنترل مناسب بیماریهای منتقله از راه جنسی و عفونتهای دستگاه تناسلی، تامین نیروی آموزش دیده مجرب (بهیار ،پرستار، کارشناسان بالینی، پزشکان و پرسنل آزمایشگاهی ) ضروری است. آموزش نیروی انسانی موجود جهت کسب مهارتهای اولیه در خصوص STI و دستگاه تناسلی نیز یک عامل اساسی و مهم است .مدیریت این برنامه بسیار مشکل است ولیکن صرفا به برنامه کنترل STI محدود نمی شود. برای نمونه : STI ممکن است با برنامه بهداشت تناسلی یا HIV همکاری نماید . در تمامی کشورها ، استفاده از مجموعه متخصصین به عنوان کمیته مشورتی در برنامه ریزی و مدیریت کنترل STI می تواند بسیار سودمند و مفید باشد . نمونه های بسیاری از برنامه های موفقیت آمیز کنترل و پیشگیری از STI در کشورهای پیشرفته و صنعتی حاکی از آنست که این تلاشها نتیجه بخش بوده است .
بسیاری از کشورهای اروپائی با ارائه برنامه های آموزشی در خصوص حذف عوامل خطر ، بیمار یابی و درمان درسطح ملی توانستند میزان عفونت ( STI ) را کاهش دهند . در کشور تایلند تلاش رهبران ملی در جهت دهی برنامه مصرف کاندوم ، خصوصا با هدفمندی تجارت سکس منجر به افت سریع شیوع و بروز STI و HIV در یک دوره زمانی چند ساله شد . علاوه بر رهبران ملی و نظام آموزش و پرورش ، سیستم مراقبت بهداشتی نیز باید قوی و قدرتمند باشد .
افراد باید درباره نشانه های RTI و مراقبتهای بهداشتی که به شکل گسترده این شیوه ها را دنبال می کنند ، آموزش ببینند . همزمان با این برنامه ها ، باید یک زیر ساخت مراقبت بهداشتی نیز وجود داشته باشد تا دسترسی آسان به سرویسهای رسمی و غیر رسمی را فراهم آورد .توسعه سیستم مراقبت از مبتلایان به STI در ماونزا ، تانزانیا ، طی یک دوره دو ساله منجر به افت ۴۲% درصدی بروز HIIV شده است . لذا تداوم تغییر یک امر حیاتی است . تغییرات سودمند شاید پشتوانه تعهدات سیاسی را بطور موقت بهمراه داشته باشد ولیکن در بلند مدت سودی نخواهد داشت مگر آنکه این تغییرات بطور مداوم ادامه یابد .
اطلاعات هزینه ای :
پیشگیری از STI ، یک گزینه هزینه اثر بخش برای بسیاری از کشورهاست تا هم برای پیشگیری از STI و هم برای پیشگیری از HIV صرف نمایند. برنامه ترویج کاندوم در نایروبی بین سالهای ۱۹۸۹ ـ ۱۹۸۶ برای گروه کوچکی از روسپیان در یک دوره یک ساله موجب کاهش گنوره از ۸/۲ به ۷/۰ گردید که تقریبا به ازای هر دالی ۵۰ سنت هزینه شده است . در ماونزا مداخله آموزش همگانی ۹ دلارو ۴۵ سنت به ازای هر دالی هزینه شده است . این اشکال (مقایسه ) بیانگر آنست که مداخلات STI در بین مداخلات بهداشت عمومی هزینه اثر بخشی بیشتری داشته و در مقایسه با ۱۶ ـ ۲ دلار در هر دالی جهت درمان کوتاه مدت TB یا ۲۵ دلار در هر دالی برای گسترش ایمنسازی کودکان در کشورهای پیشرفته قابل ملاحظه است .
برگردان : محمودرضا هاشم ورزی کارشناس ارشد بهداشت روان – MPHبهداشت روان و اعتیاد – مدرس دانشگاه RELAX_892@YAHOO.COM با همکاری دکتر علی سازگار
منبع: سایت اینترنتی سازمان بهداشت جهانی UNAID
آشنایی با عدم توانایی در کنترل و به تعویق انداختن تمایلات جنسی
اعتـیـاد بـه سـکس
اعتـیـاد بـه سـکس به عدم توانایی در کنترل و یا به تعویق انداختن تمایلات و فــعالیتهای جنسی اطلاق می گـردد. در واقـع س/ک/س و اندیشدن به آن افکار معتاد را تحت سیـطره خـود قرار میدهـد و نـیـاز بـه انـگیـخـتـگـی جنـسی جـای نـــیاز بـه صمیمت را میــگیرد. علت آن معمولا بدرفتاری با معتادین در سنین کودکی اینگونه افراد میباشد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سایت پزشکان ایران ، استرس یـک عامل برانگیزنده و تشدید کننده این اختلال است. در واقــع فـــرد مـــعتاد از طریق سکس آلام عاطفی و عـقـده هـای روانــی خود را تسکین می دهد. باید توجه داشت که نباید اعتیاد بــه ســکـس را بـــا شــهــوت جنسی قوی اشتباه گرفت. فرد معـتاد به سـکس ممکن است دارای شـهـوت جـنـسـی اندکی باشد. اعتیاد به سکس در هر دو جنس زن و مـــرد مشاهده می گردد. در واقع با ارضـاء جــنسی به فرد احساس سرخوشی در پی آزادسـازی آدرنـالـیـن و آنـدومـرفیـنـها دست داده و وی را موقتا تسکین می دهد. مـعــمولا فرد معتاد از رابـطـه جـنـســی خود لذت چندانی نمی برد زیـرا پــس از آن دچــار احساس گناه و شرمساری میگردد.
علایم اعتیاد به سکس به قرار زیر است:
۱- روسپیگری و یا استفاده از آن
۲- خود ارضایی وسواسی و مفرط
۳- آزار جنسی و تجاوز جنسی دیگران
۴- دارا بودن شریک جنسی متعدد بدون تعهد
۵- اقدام به برقراری روابط جنسی مخاطره آمیز
۶- کاهش معنویت و نقض مداوم سیستم ارزشی فرد
۷- استفاده مداوم از تصاویر، مجلات و فیلمهای سکسی
۸- تلاش بی وقفه و بی ثمر در محدود کردن افکار محرک جنسی
۹- شهوت جنسی مفرط. بیش از اندازه به مسایل جنسی اندیشدن
۱۰- رابطه جنسی بطور همزمان با چندین نفر و یا تعویض مرتب شریک جنسی
۱۱- ارضاء جنسی از طریق مشاهده دیگران، عریان گرایی و ارتـکاب بـه کــــودک آزاری و تجاوز جنسی
۱۲- بی اعتـنـایی و یـا قـربـانـی کـردن فـعــــالیتهای مهم اجتماعی، خانوادگی، شغلی و تفریحی بخاطر فعالیتهای جنسی
۱۳- تداوم به اعتیاد بدون توجه به عواقب منفی همچون مشکلات مالی، بــخطر افتادن سلامتی و از هم گسستگی روابط فرد
مراحل اعتیاد به سکس:
۱- اشتغال فکری مداوم: تـفـکـرات، تـجـسـمات و خـیـالبــــافی های پیوسته در مورد موقعیتها، منظره ها و فعالیتهای جنسی.
۲- ارجحیت بخشیدن: یک فعالیت و یا موقعیت جنسی مرجح مـعـمـولا الـگـو و بـصورت رفتار کلیشه ای در می آید.
۳-وسواس: اقدام به فعالیت جنـسی مـرجـح بـدون تـــوجه به عواقب منفی و تمایل به متوقف ساختن آن.
۴- احساس ندامت: احساس گناه و شرم بر سر نـاتـوانـی در کنـترل رفتار خود.
درمان اعتیاد جنسی شامل آموزش نحوه ارضاء تمایلات جنسی بطور سالم و طبیعـی، مشاوره فردی، بازسازی روابط از هم گسسته فرد و آمــوزش تکنیکهای غلبه بر استرس میباشد. اما گام نخست درمان پذیرش فرد به اعتیاد و تمایل فرد به ترک آن میباشد.
اعتیاد به پرنوگرافی ( تصاویر و نوشته های سکسی )
یکی دیگر از نوع اعتیاد، اعتیاد به پرنوگرافی میباشد. پرنوگرافی با بهره گیری از تمایلات جنسی مردان در واقع کسب درآمد می کنـد. امـا ایـن پـــدیده سبب بی ارزش گشتن و تحقیر زنان در جامعه می گـردد. در زیر به دروغها و بدآموزیهایی که پورنوگرافی بر جامعه تحمیل میکند توجه کنید:۱- رابطه زن و مرد بر پایه سکس بنا می شـود- خیر، رابطه سالم میان زن و مرد بر پایه تعهد، علاقه و اعتماد دو جانبه بنا باید گردد.
۲- زنان مادون بشریت می باشند. مـعمـولا در سـایـتـها و مـنـابـع پـــرنوگرافی از زنان با نامهای :همبازی، خرگوش و حیوان دست آموز یاد می شود.
۳- زنان یک نوع تفریح بشمار میـــروند. به زنان به دید یک نوع بازی و سرگرمی نگریسته میشود. هرچه تعداد شریک جنسی یک مرد بیشتر باشد، نشـانه مــوفق بودن و پیروزی وی قلمداد می گردد. چون دارای امتیاز بیشتری در بازی خواهد بود.
۴- زنـان دارایـی و مـایـملک شما هستند. به زنان به دید یک کالا می نـگرنـد. تصـویـر زن زیبایی که در کنار یک ماشین لوکس و زیبا ایستاده است را زیاد دیده اید. مـفـهـوم ایــن تبلیغ آن است که شما هرگاه ماشین مذکــور را خـــریـداری کنید هر دوی آنها یعنی هم مــاشــین و هم زن زیبا را خواهید داشت. پـرنوگرافی به ما می آمـوزد کــه زنــان قــابــل خریداری هستند. مصداق آن را در اجتماع زمانی که مـردی بــرای یک زن پول زیادی خرج میکند را میتوان یافت. مرد می پـنـدارد بـا پـــــول خرج کردن برای زن میتواند با وی رابطه جنسی برقرار کند.
۵- ارزش یک زن به جذابیت و زیبایی اندامهای اوست. از دید پرنو زنان با زیبایی متوسط نیز زشت و ناکامل می باشند. آنها تنها به جسم زن بها میدهند و اندیشه، شخصیت و آگاهی زن را نادیده می گیرند. مـعـمـولا زنان نـازیبا از جانب آنـها ســگ و یا خوک نامیده میشوند.
۶- زنان سزاور تحقیر میباشند. زنان در این پدیده مرتبا تحقیر شده و مـورد اهانت و ابراز نفرت قرار میگیرند.
۷- معمولا دختران زیبا در این پدیده لباسها و کفشهای کودکان را تــن میکنند و یا خرس عروسکی به دست می گیرند و این عقیده را القاء می کنند که کـودکـان و نــوجوانان نیز میتوانند رابطه جنسی داشته باشند و بزرگسالان میتوانند با آنـــها رابطه جنسی برقرار کنند.
۸- رابطه جنسی نامشروع یک نوع خوشگذرانی می باشد. و شما از یک رابطه جنسی که مخاطره آمیز، نامشروع و ماجراجویانه نباشد لذت چندانی نخواهید برد.
۹- روسپیگری افتخار آمیز وسعادتمندیست. مـعمولا تـصـاویـر دختـران و زنــان روسپی را خوشحال و مهیج نمایش می دهـنـد. امـا اغـــلب آنها دختران فراری میباشند که در دام بردگی جنسی گرفتار گشته اند. و یا سابقه تجاوز جنسی داشته و یا دچــار یک بیماری لاعلاج مقاربتی می بـاشند و معمولا اغـلب آنـها به مشروبات الکلی و مواد مخدر بــرای تحمل شرایط خود روی می آورند.
۱۰- زنان از آنکه مورد تعدی و تجاوز قرار گیرند لذت میبرند. حتی اگر دختری به پیشنهاد رابطه جنسی نه گفت، منظورش همان بله است. در فـیـلمـهای سـکسـی ابـتـدا دخـتر امتناع می کند اما در نهایت راضی به برقراری رابطه می شود. و یـا در فیلمها زنان مورد شکنجه و یا تحقیر قرار میگیرند. این حرکت به مردان می آموزد که میتوانند برای تفریح و سرگرمی زنان را کتک زده و یا آزار دهند.
منبع : سایت پزشکان بدون مرز
سوالات زنان از متخصصین زنان و زایمان
ارسال مقاله از : مهدی حجازی گردآوری : گروه سلامت سیمرغ
این مطلب، شما را با رایجترین پرسشهایی که زنان درباره قاعدگی میپرسند، آشنا میکند و پاسخ متخصصان زنان و زایمان به این پرسشها را نیز با شما در میان میگذارد....
اگرچه بیشتر زنان تصور میکنند درباره قاعدگی اطلاعات کافی دارند؛ مواردی هست که خیلی از آنان دربارهاش بیاطلاعاند و همیشه ممکن است در این خصوص، اتفاقاتی بیفتد که تاکنون با آن مواجه نشده باشند.
1.چرا قاعدگی، خلق و خوی آدم را تغییر میدهد؟
اصولا نشانگان پیش از قاعدگی به این دلیل رخ میدهد که بدن به تغییرات هورمونی حساس میشود. 10 روز قبل از شروع قاعدگی، سطح هورمونهایی مثل پروژسترون و استروژن به سرعت تغییر میکند و این تغییر سبب بروز علایمی مثل نفخ، تغییرات خلق و خو، سردرد، حساسیت پستانها و خستگی میشود. نزدیک 90 درصد از زنان قبل از قاعدگیشان این نشانهها را تجربه میکنند. حدود20 درصد از آنها حتی دچار نشانههای شدیدتر میشوند که بر فعالیتهای طبیعی زندگیشان و حتی بر روابط فردی آنها تاثیر میگذارد. اما چه باید کرد؟
اول اینکه مطمئن شوید که از نظر جسمی مشکلی ندارید. بعدش باید سعی کنید ورزش کنید مخصوصا وقتی احساس میکنید خلق شما تنگ شده است. مایعات فراوان بنوشید؛ حتی هر 2 ساعت یک بار.
اگر با این کارها بهتر نشدید از پزشک خود کمک بگیرید. مکملهای کلسیم و ویتامینها نیز در کاهش نشانههای پیش از قاعدگی موثر هستند. گاهی مصرف قرصهای ضدبارداری با نظر پزشک و در موارد شدید مصرف ضدافسردگیها سبب بهبود این نشانهها میشود.
2چرا گاهی اوقات قاعدگی نامنظم میشود؟
عادات ماهیانه زنان هر 28 روز یک بار تکرار میشود اما گاهی پیش میآید که شما دو ماه یک بار رگل شوید و گاهی هر 26 روز ، 35 یا 42 روز یکبار. قاعدگی طبیعی باید به فاصله 25 تا 35 روز رخ دهد؛ یعنی از شروع اولین خونریزی تا خونریزی بعدی باید اینقدر طول بکشد.
بسیاری از زنان احساس میکنند که قاعدگیشان طبیعی نیست؛ یعنی قاعدگی در یک روز در هر ماه اتفاق نمیافتد. این افراد نباید نگران شوند؛ چرا که لازم نیست دقیقا در همان روز ایجاد شود. تغییر دو سه روز در ایجاد قاعدگی مشکل خاصی نیست. اما در صورتی که این فاصله به کمتر از 25 یا بیشتر از 35 روز برسد باید با پزشک مشورت کنید. عادات ماهیانه به ویژه در دوران نوجوانی و سال اول بلوغ تقریبا اصلا مرتب نیست چون سیستم هورمونی بدن هنوز کار خود را به خوبی آغاز نکرده است. این امر ممکن است دو سال یا حتی بیشتر هم ادامه یابد. حدود 45 تا 50 سالگی نیز که اکثر زنان به سن یائسگی نزدیک میشوند، دستگاه هورمونی تقریبا خسته و عادات نامرتب میشوند. این حالت تا زمان یائسگی ادامه خواهد داشت!
حتی اگر موضوع سن را هم کنار بگذاریم باز هم نامرتب بودن عادات ماهیانه امر بسیار بااهمیتی نیست. اما اگر عادات ماهیانه شما مدتهاست نامرتب است، توصیه میکنیم به متخصص زنان مراجعه کنید. استرس یا شوک روانی میتواند سبب قطع روند تخمکگذاری و اختلالاتی در ترشح پروژسترون شود. مشکلات تیروییدی، هیپوتالاموس یا هیپرفیز که در تولید هورمونهای زنانه دخیلاند هم میتواند سبب نامرتبی عادات شود. حتی ممکن است تخمدانها دچار مشکلی باشند و با وجود فرمانی که از مغز دریافت میکنند، هورمون کافی تولید نکنند!
جالب است بدانید افزایش ترشح هورمون مردانه هم سبب نامرتبی دورهها میشود. عفونت، تومور، فیبروم یا آندومتریوز هم میتوانند از علل احتمالی باشند.
استرس، اضطراب و اتفاقات نگرانکننده به دلیل تغییر در زمان تخمکگذاری سبب بروز قاعدگی غیر از موعد مشخص میشود. یکی از دلایل دیگر بینظمی یا قطع قاعدگی باروری، اضافه وزن، کاهش وزن، اختلالات تغذیهای و ورزشهای سنگین است.
3.چرا گاهی اوقات قاعدگی دردناک میشود؟
عدهای از زنان دچار دردهای شدیدی هنگام قاعدگی میشوند و این نشانهها هم در آنها بیشتر است: تغییرات خلقی و عاطفی، کاهش انرژی و حس خستگی. اما این نشانهها با درمانهای متفاوتی کاهش یافته و از شدتشان کم میشود. بیش از نیمی از زنان در هنگام قاعدگی دچار درد میشوند و برخی از آنها به مدت 1 تا 3روز توانایی انجام فعالیتهای روزمره را ندارند.
درد معمولاً در محل کمر و زیر شکم و پهلوها ظاهر میشود و به صورت قولنجی است؛ یعنی شدت آن کم و زیاد میشود. درد در روز اول شدید است و به تدریج کاهش مییابد. درد گاهی با تهوع، استفراغ، ضعف، خستگی و سردرد همراه است. درد قاعدگی ممکن است در همه دورههای خونریزی یا فقط در بعضی از دورهها اتفاق بیافتد. قاعدگی دردناک معمولاً با افزایش سن و پس از ازدواج و زایمان کاهش مییابد.
اصولا درد قاعدگی به دلیل ترشح پروستاگلاندینها ایجاد میشود. پروستاگلاندینها موادی هستند که از بافتهای نکروزه یا فاسدی که ریزش میکنند، ترشح میشوند و سبب ایجاد درد قاعدگی میشود. هر مادهای که بتواند پروستگلاندینها را مهار کند میتواند سبب کاهش درد قاعدگی شوند.
بر حسب شدت درد میتوان برای تسکین درد قاعدگی از شیوههای مختلفی استفاده کرد:
• اگر درد قاعدگی شدید نباشد استفاده از مسکنهای ضدالتهاب غیراستروییدی نظیر مفنامیکاسید یا ایبوپروفن میتواند سبب کاهش درد شود. استفاده از این داروها برای کسانی است که معمولا به مدت یک یا دو روز درد دارند و باید روزهایی که فکر میکنند درد قاعدگیشان شروع میشود قبل از اینکه درد تشدید شود هر 8 ساعت یک بار از این داروها استفاده کنند. مسکنهایی مثل استامینوفن و استامینوفن کدئیندار برای تسکین درد تاثیر چندانی ندارد.
• در کسانی که درد شدیدی دارند و به مسکنهایی که نام برده شد جواب نمیدهند درمان دارویی، استفاده از قرصهای جلوگیری است. در کسانی که خونریزی زیاد و درد شدیدی دارند، استفاده از این داروها هم خونریزی را کاهش میدهد و هم به تدریج درد آنها را کمتر میکند؛ مخصوصا کسانی که دچار مشکل آندومتریوز هستند، یعنی بافت رحمی در محلهایی به غیر از حفره رحم رشد کرده است که در این صورت این افراد هنگام قاعدگی دچار درد بسیار شدیدی میشوند. مصرف قرصهای ضدبارداری در این خانمها باعث میشود هم کمکم بافت خارجی نابهجای رحمی از بدن دفع شود و هم دردشان کمتر شده و نیاز به مسکنها هم کمتر میشود.
• افرادی که دردهای شدیدی ندارند، میتوانند از روشهایی نظیرگرم کردن با استفاده از حوله گرم یا کیسه آبگرم و پوشاندن لباس گرم درد را تسکین دهند.
• روشهایی نظیر فیزیوتراپی با استفاده از دستگاههایی که به شکم متصل میشود و ایجاد ارتعاش و ماساژ شکم، کمر، پهلوها باعث تسکین درد میشود؛ مگر اینکه علت این درد، پاتولوژیک یا بیماریزا باشد که در آن صورت، درمانهای خاص خود را دارد.
• افسردگی یکی از دلایل ایجاد و تشدید درد قاعدگی است چرا که افراد افسرده تحریکپذیرتر بوده و هر دردی در آنها ممکن است تشدید شود. درمان افسردگی در این افراد میتواند درد قاعدگی را نیز در آنها کاهش دهد.
4.چرا گاهی اوقات بین دو قاعدگی، ترشحات سفیدرنگ دیده میشود؟
نگران نباشید؛ این ترشحات طبیعی هستند. این ترشحات در برخی روزها کمتر و گاهی بیشترند. غددی که داخل واژن قرار گرفتهاند این ترشحات را تولید میکنند که نقش اصلی آن جلوگیری از ورود میکروب به داخل رحم است. در میان دو دوره و در زمان تخمکگذاری میزان ترشحات افزایش مییابد و وجود آنها کمک میکند تا در این زمان اسپرماتوزوییدها بتوانند راحتتر از دهانه رحم بالا رفته و به تخمک برسند. در حالت طبیعی این ترشحات، بیرنگ و بیبو هستند اما اگر ترشحات زردرنگ یا سوزناک شدند یا بوی بدی داشتند میتوانند نشانه بروز عفونت یا قارچ باشند. در این صورت لازم است برای جلوگیری از پیشرفت عفونت به یک پزشک متخصص زنان مراجعه کنید.
5.آیا ممکن است در دوران قاعدگی هم بارداری اتفاق بیفتد؟
بله، احتمال دارد. کلید تعیین اینکه آیا خونریزی واقعا مربوط به پریود است یا نه، این است گاهی بین دو پریود، لکههای خون دیده میشود. بعضی از زنان هنگام تخمکگذاری کمی خونریزی دارند. اما اگر قاعدگی شما به مدت 2 ماه قطع شود حتما بارداری اتفاق افتاده است. اگر خانمی در انتهای قاعدگیاش مقاربت داشته باشند بسته به طول مدت قاعدگیاش تخمکگذاری چند روز بعد اتفاق میافتد و اگر اسپرم هنوز در بدن مانده باشد ممکن است باردار شود. اما این همیشه اتفاق نمیافتد.
6.آیا استفاده طولانیمدت از تامپون، شوک توکسیک میآورد؟
نشانگان شوک توکسیک به دلیل عفونت باکتریایی ایجاد میشود و با حملات ناگهانی تب، لرز، اسهال، تهوع، درد عضلانی و بثورات پوستی مشخص میشود. اگر تامپونها به مدت طولانی بمانند زمینه را برای عفونتهای باکتریایی آماده میکنند. بهترین وضعیت آن است که تامپونها هر 8 ساعت یک بار تعویض شوند.
ارتباط مصرف زیاد گوشت با قاعدگی زودهنگام
در یک گزارش تحقیقاتی که توسط پژوهشگران بریتانیایی تهیه شده، چنین نتیجه گیری شده که دخترانی که در دوران کودکی زیاد گوشت می خورند، احتمال دارد در مقایسه با سایر دختران، زودتر از موقع قاعده شوند.
در این پژوهش رژیم غذایی بیش از سه هزار دختر دوازده ساله مورد مقایسه قرار گرفت.
نتیجه گیری این بود که مصرف بیش از هشت نوبت در هفته، در سه سالگی و دوازده نوبت در هفته در هفت سالگی، موجب قاعدگی زودتر از موعد در دختران میشود.
در گزارش مورد بحث که در نشریه ای انگلیسی انتشار یافته، گفته شده که مصرف زیاد گوشت در خردسالی ممکن است بدن را برای بارداری آماده کرده و موجب بلوغ زود هنگام شود.
در طول قرن بیستم سن قاعدگی در دختران به نحو محسوسی کاهش یافت.
دلیل این موضوع تغذیه بهتر و افزایش چاقی دختران بود که در وضعیت هورمون ها تاثیر می گذارد.
در پژوهشی که در این باره صورت گرفت، متخصصین گروهی از کودکان را از بدو تولد تحت نظر قرار دادند.
هنگامی که این گروه به سن دوازده سال و هشت ماه رسیدند، به دو گروه تقسیم شدند؛ گروهی که هم اکنون قاعده شده بودند و گروهی که عادت ماهانه شان هنوز شروع نشده بود.
از مقایسه وضعیت تغذیه این دو گروه چنین نتیجه گیری شد که احتمال قاعده شدن در دوازده سالگی، در گروهی از دخترانی که گوشت زیاد مصرف می کردند، 75 درصد بیشتر از گروهی بود که کمتر گوشت می خوردند.
اگر چه در این بررسی وزن دختران منظور نشده بود ولی نتیجه بررسی، تایید کننده بررسی های قبلی بود که نشان می داد دخترانی که جثه بزرگ تری دارند، زودتر از موعد قاعده می شوند.
خطر سرطان پستان
ارتباط قاعدگی زود هنگام با خطر ابتلا به سرطان پستان احتمالا می تواند به این دلیل باشد که در نتیجه قاعدگی زودتر از موعد، سطح استروژنی که بدن یک زن در طول عمر تولید می کند، افزایش می یابد.
ولی پژوهشگران بر این نکته تاکید می کنند که لزومی ندارد دختران مصرف گوشت را به کلی قطع کنند چون تنها مصرف بالای آن است که به قاعدگی زود هنگام کمک می کند.
دکتر ایموژن راجرز، متخصص تغذیه در دانشگاه برایتون در بریتانیا می گوید زنان در دوران بارداری احتیاج زیادی به آهن و روی دارند و گوشت منبع مهمی برای رساندن این مواد به بدن است
منبع : پایگاه مستقل خبر رسانی عبرت ارسال مطلب از : مهدی حجازی
دختران مجرد و ساعت ازدواج
همه جوامع برای تحقق مقاطع مهم زندگی مانند شروع شغل، زمان ازدواج، فرزنــددارشـدن، بازنـشــسـتـگی و ...زمان بندی اجتماعی دارند که به این انتظارات درجهبندی شده سنی برای رویـــدادهـــای خـــــاص زنـــدگـــی، ساعــت اجــتــمــاعی اطلاق مــی شــود.
همه جوامع برای تحقق مقاطع مهم زندگی مانند شروع شغل، زمان ازدواج، فرزنــددارشـدن، بازنـشــسـتـگی و ...زمان بندی اجتماعی دارند که به این انتظارات درجهبندی شده سنی برای رویـــدادهـــای خـــــاص زنـــدگـــی، ساعــت اجــتــمــاعی اطلاق مــی شــود.
به موقع یا بیموقع بودن این مسئله، بر عزت نفس افراد تاثیر بسزایی دارد زیرا افراد، خواسته یا ناخواسته به مقایسه اجتماعی از شرایط خود می پردازند و پیشرفت و موقعیت خود را با دیگران مقایسه و ارزیابی می کنند.
یکی از این الگوهای زمان بندی شده اجتماعی، زمان ازدواج درجوانان به خصوص دختران است.ازدواج،یک امر جهانی است که در تمام جوامع و در طول تاریخ وجود داشته و به یک مجموعه از نیازهای اساسی انسان پاسخ می دهد. بقای نسل و پرورش فرزندان، تحقق آرزوی دیرین کودکی برای پدر و مادر بودن و دستیابی به عالی ترین سطح دوستی و صمیمیت، ارتباط گرم و دوجانبه عاطفی- جنسی و تقسیم کار و همکاری و همراهی در طول زندگی، در شمار اساسی ترین کارکردهای تــشــکیــل زنـــدگــی مـــشــتـــرک اســـت.
ایــــن پــــیـــمـــان، در زنـــدگـــی انـــســان به خصوص زنان از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا موجودیت دو انـــســـان را از جـــهـــات مــخـــتـــلـــف بـــه هـــم پـــیــــونــد مـی دهـــد. از نــــظـــر روانشناسی، توانایی در ایجاد یک رابطه صمیمی که مستلزم مصالحه و گذشت است، به احساس هویت شخصی فرد بستگی دارد؛ هویتی که پایه های آن در دوران پیشین زندگی شکل گرفته است. افرادی که از هویت برخوردارند آماده اند هویت خود را با فرد دیگری سهیم شوند، این مسئله نوعی از خودگذشتگی متقابل بین کسانی که شریک زندگی یکدیگرند،ایجاد می کند.
وجود روابط آزاد و گسترده جوانان و بدبینی نسبت به انتخاب همسر، بالارفتن هزینههای زندگی همراه با بالارفتن توقعات افراد، سست شدن پیوندهای خانوادگی، تقلیل حمایتهای مادی و معنوی والدین از فرزندان، افزایش پدیده چند همسری و تعدد زوجین، از علل عمده ای است که دختران امروزی با احتیاط زیادی برای ازدواج اقدام کرده و یا آن را دائما به تاخیر می اندازند. آیا به راستی تنها این عوامل است که باعث به تاخیر انداختن ازدواج در دختران ایرانی شده است؟چرا امروزه برخلاف گذشته، ازدواج در میان دختران به تاخیر افتاده است؟ عده ای از این دختران تمایلی به ازدواج ندارند و حتی عده ای دیگر از تجرد خـویـش راضـی و خـشـنـود هـسـتـنـد.این در حالی است که پژوهشهای مختلف نشان می دهد زنان متاهل در مجموع خوشبخت تر و راضی تر از مجردها هستند و احساس شادکامی بیشتری می کنند. همچنین این زنان نسبت به دختران مجرد از استرس کمتری رنج می برند زیرا ازدواج، امــنــیــت خــاطــر فــراوانــی بــرای آنــها به هـمــراه دارد و ایــن مسئله احتمالا به علت حمایت دو جانبه ای است که در ازدواج موفق، به چشم می خورد.
● عوامل بازدارنده ازدواج در دختران
۱) ایجاد ناهماهنگی تحصیلی بین دو جنس: با توجه به گسترش روز افزون تعداد دختران تحصیلکرده و از طرف دیگر تمایل پسران برای ورود سریع تر به بازار کار و امتناع از ادامه تحصیلات دانشگاهی، موجب شده است که توازن و هماهنگی تحصیلی بین دختران و پسران جامعه ایرانی کاهش چشم گیری یابد و همین مسئله باعث شده که بسیاری از دختران، حاضر به ازدواج با مردانی با تحصیلات پایین تر از خودشان نباشند. نتیجه چنین نا هماهنگی چیزی جز تجرد دختران نخواهد بود.
۲) میل به ادامه تحصیل در دختران: با تغییرات چشم گیر فرهنگی و اجتماعی که در سالهای اخیر در جامعه ما شکل گرفته، عده کثیری از دختران، مانند گذشته نمی خواهند نقش واحد ویک بُعدی را در جامعه ایفا کنند، مثلا نمیخواهند در خانواده فقط نقش یک همسر ومادر را ایفا کنند بلکه تمایل زیادی به ادامه تحصیلات، کسب مدارج بالای علمی و به دنبال آن دستیابی به موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی بالا دارند. همین مسئله باعث شده که تمرکز بسیاری بر ادامه تحصیلات تا مدارج بالاتر داشته و برای نیل به این خواسته، فرصتهای ازدواج را نادیده گرفته و بیشتر به دنبال استقلال فردی خویش باشند.
۳) بدبینی نسبت به مردان: مسلما در زندگی زناشویی، فردی که بیش از دیگری عشق و محبت را طلب می کند، زن است. زنان به طور عمده جهت دستیابی به یک رابطه عمیق عاطفی، برای ازدواج اقدام می کنند و این در حالی است که ایجاد برخی تغییر و تحولات در جامعه کنونی و در زندگی اطرافیان و دوستان ما، مانند گرایش برخی از مردان به تعدد زوجین و یا اقدام به عقد موقت، باعث شده که دستهای از دختران، این اقدامات را به اشتباه به همه مردان تعمیم داده و از ازدواج سر باز زنند و به این باور اشتباه می رسند که همه مردان، قابل اعتماد نبوده و به زندگی زناشویی خود وفادار نمی مانند.
۴) منطق افراطی: احساس و منطق، دو وجهه مهم طبیعت انسانی است که در امور مختلف زندگی باید به این دو مقوله پرداخته و هیچ یک از آنها نباید نادیده انگاشته شود و یا مورد توجه بیش از حد قرار گیرد. در برخی از دختران مشاهده میشود که غلبه افراطی منطق بر احساس و حسابگری شدید، موجبات تجرد یا ازدواج دیر هنگام آنها را ایجاد کرده است.این دسته از دختران خواستگاران خود را بیش از حد مورد ارزیابی های موشکافانه قرار می دهند و دائما مراقب هستند که مسئلهای از نظر آنها جا نیفتاده و تصمیمی ناپخته و نسنجیده نگیرند.
البته در بیان علل تجرد دختران به عوامل بیشتری می توان پرداخت اما به نظر میرسد که مولفه های یاد شده بیش از دیگر عوامل مهم بوده و دارای شیوع بیشتری است. در ضمن باید به این نکته توجه داشت که دختران مجرد از گروههای آسیب دیده و یا گروههایی که واجد برخی خصوصیات ظاهری و روانی خاص هستند محسوب نمی شوند، بلکه تجرد بـــیـــشـــتــــر ایـــن دخـــتـــران بــه ویــــژه آنـهـــایــی کـــه تـــجـــردشـــــــان انـــتـــخـــابــــی و خودخواسته بوده و از شرایط کنونی خود راضی هستند، ناشی از رویکرد خاصی است که به زندگی دارند و به همین علت آنها را از افراد دیگر متمایزو متفاوت می سازد. این صفات گاهی اوقات شامل باریک بینی بیش از حد، استقلال و اعتماد به خود، طرز تفکر خاص و گاه داشتن هوش و استعداد بسیار بالاست.
پاره ای از مطالعات نشان داده است دخترانی که در دوره کودکی و نوجوانی، نسبت به همسالان خود از هوش و استعداد بالایی برخوردارند، در دوران جوانی نتوانستند همسر مناسبی برای خود انتخاب کنند. اگر چه این ویژگی ها در بین بیشتر دختران مجرد تا حدودی مشترک است، اما شدت این ویژگی ها در بین این دسته از دختران متفاوت است و بسیاری از دختران مجرد، این صفات را فقط در دامنه محدودی از رفتارهای خود آشکار می سازند.
منبع پای گاه مستقل خبر رسانی عبرت